خرید بک لینک

لا اله الا الله

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

نوآوری از کجا آغاز میشود؟ شاید همه میدانیم. از یک تصور، یک تصویر ذهنی، یک تخیل خوب! تخیلی که خیلی هم تخیلی نیست. حال اگر بخواهیم نوآوری علمی کنیم، نوآوری در نظامسازی کنیم، تمدن «نوین» اسلامی را بسازیم، اول باید چه کنیم؟ واضح است، باید تصور کنیم، آنرا تخیل کنیم.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

از وقتی دعوتنامهی چالش وبلاگی را نوشتم میخواستم سریعتر خودم دربارهی خیالبافیها و رؤیای خودم از آینده بنویسم ولی نمیدانم فرصت نیست، قسمت نیست، تنبلی است. هرچه هست نشد تا اینکه به این مسئلهی گورخوابها رسیدیم. دیدم بحث گورخوابها بعنوان مقدمهای برای رؤیای بنده مناسب است. حرفهایی که در ادامه میآید از جنس لا اله است برای رسیدن به الا الله. مخصوصاً آنچه درباره «رؤیای شیطان» و نظامسازی شیطان در ادامه میگویم مقدمهای است برای اینکه رؤیای بنده و نظامسازی رؤیایی خودم را از آینده بیان کنم. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

اول اینکه میخواهم توبه کنم! چند وقتی است بهانه کردهام که نوشتههای کوتاهم را در کانال تلگرامم بنویسم، این میشود که وبلاگ جای متنهای بلندی میشود که احتمالا هیچکس نمیخواند! ضمن اینکه وقتی میخواهم بلند بنویسم کار عقب میافتد و دیر به دیر مینویسم. پس انشالله دوباره بیشتر خواهم نوشت. جهت فهم بهتر این مطلب، مطالب پیشنیاز زیر را مطالعه کنید: فرهنگیان نابکار از آخر به اوّل دعوتنامهی یک چالش وبلاگی: رؤیاپردازی ایرانی اسلامی یزد گورخواب ندارد: نگاهی بر رؤیای شیطان! امّا دربارهی «رؤیای بنده». بنده رؤیاهایی دارم در حوزههای اقتصاد و سلامت و فرهنگ. امّا از اقتصاد شروع میکنم. و از خود پول. چون آنطور که قبلا نوشتهام اقتصاد و به خصوص خود پول را ریشهی مسائل و مشکلاتمان میدانم. احتمالاً یک «تئوری همهچیز» در فیزیک میشناسید که البته هنوز تئوری نشده و یک مشکل «حل نشده» است که استفان هاوکینگ یکی از نظریه پردازان آن است. این تئوری در تلاش است تا بتواند با یک نظریهی فیزیک، همهی هستی را توجیه و توصیف کند تا تناقضات نظریههای فیزیک از بین بروند. بنده یک تئوری همهچیز از سنخ دیگری در فکرم

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

خبری در تلگرام خواندم از این که سامسونگ با شرایط ویژه و اقساط به کارمندان دولت جنس میفروشد (این خبر). البته این اتفاق برای اولین بار نیست. امّا اینطور که فهمیدم در این سال اقتصاد مقاومتی، شاید بازاریابی سامسونگ در دولت بیشتر شده است. کاری به نفهمی مسئولین و کارمندان دولتی چه ریشو چه غیر ریشو ندارم. این که چیز مشخصی است! امّا این بازار برای سامسونگ یک بازار معمولی است یا ویژگی خاصی دارد؟ به نظر من بازار خیلی خاصی است و برای سامسونگ اهمیت زیادی دارد و سامسونگ هدفمند روی آن سرمایهگذاری میکند؛ زیرا وقتی یک مسئول ریشوی دولتی یک گوشی سامسونگ مدل خدا را مثلا با صد یا دویست هزارتومان ارزانتر از بازار نزدیک به دو میلیون تومان میخرد و از این خریدش یک احساس پیروزی عظیم میکند و ژست اجتماعیاش بالاتر میرود (و اصلاً مگر میشود آقای دکترِ، گوشی مدل خدا نداشته باشد؟) حالا این مسئول میآید برای تولید ملّی و اقتصاد کشورش سینه چاک کند؟ نه آقا. خوش خیالید. این مسئول یا کارمند دولتی با شندرغاز رشوه خریده شده است. این دیگر رطب خورده است. این منع رطب کند؟ البته این آقایان که در عمل خودشان بزرگترین مان

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

آدم تا وقتی در یک کاری مشغول است کمتر متوجه سوگیری ذهنش میشود. مسئله خیلی ساده است: چون پول میگیری ممکن است همچون کسی که اجیر شده ایرادات را نبینی و به چیزهایی که معتقد نیستی تن دهی. امّا توجه داشتن به همین مسئلهی ساده در مرحلهی عمل به راحتی رخ نمیدهد. مخصوصا وقتی زن و بچه هم داشته باشی! در واقع علاقه به امنیت شغلی، ریسکپذیری انسان را به شدت کاهش میدهد و این تهدیدی است برای حریت و آزادگی انسان. در حقیقت تهدیدی است برای انسان بودن انسان! زیرا با شدت یافتن این سوگیری ذهنی انسان کم کم توانایی اندیشیدن در سطوحی فراتر را از دست داده و ذهنش بسته و بستهتر میشود و این میتواند منجر شود که انسان دیگر اندیشهورز نباشد؛ جرئت اندیشیدن نداشته باشد و تبدیل به یک روبات شود. روباتی که صرفاً دستوری را میگیرد و انجام میدهد و در قبالش پولش را هم میگیرد. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

من فکر میکنم هیچکس نمیداند بانکها چه میکنند. یا اصلا ریشهایتر، خود پول چه میکند. در واقع احتمال میدهم هر کسی ادعا میکند میفهمد که پول و بانک چگونه کار میکنند، دروغ میگوید! من هم نمیفهمم پول و بانک را. در این بین بعضیها، که عموما از عوام هستند، خیلی خوش خیال هستند و فکر میکنند مشکل ما با بانک فقط سر چیزهایی مثل سود و جریمه دیرکرد است! فکر میکنند بانک یکچیزی است که مثلا یک یا چند اقتصاددان برای حل مشکلات جامعه درست کردهاند. فکر میکنند مثلا غربیها کاملا بانک را مثل یک ابزار کنترل میکنند و متوجهاند بانک چیست و چه میکند. فکر میکنند بانک مثل یک ماشین است که سوییچ را میندازی داخلش و مبتنی بر یک سری قواعد دقیقه و مکانیکی کار میکند و غربیها دارند از این ابزار استفاده میکنند. اما به نظرم اینظور نیست. اصلا بانک را اقتصاددانها درست نکردهاند. بانک را یک عده شیاد درست کردهاند بعد اقتصاددانها خواستهاند بفهمند آن چیست و برایش نظریه پردازی کردهاند. اما نه تنها اقتصاددانها هنوز کاملا نمیفهمند بانک چیست و چه میکند، که خود بانکدارها هم نمیفهمند چه میکنند! اما خوب باز بانکدارها خیلی بهتر ا

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

اگر بانکداران را صاحبان کتهای جادویی در نظر بگیریم که میتوانند با یک دست در جیب کردن پول خلق کنند؛ و حتّی اگر این مسئله ایرادی نداشته باشد، مسئلهی نحوهی توزیع این پولهای تازه مخلوق مسئلهای است که هیچکس از کنار آن نمیگذرد. از نظر بسیاری اقتصادخواندهها، خلق پول اگر برای احیای تولید باشد ایرادی ندارد. و اصلاً عدهای دلیل رشد تولید و تکنولوژی در غرب را خلق پول میدانند. فرض کنید شما یک کت جادویی دارید! با این کت جادویی میتوانید یک تولیدی بزنید، کارخانهای یا صنعتی بسازید یا خدمتی ارائه دهید (بخش واقعی اقتصاد). مثلا یک مایکروسافت تأسیس کنید! پول که دارید. حقوق همه را هم میدهید. چون مابهازای پولی که خلق کردید خدمتی یا کالایی تولید شده است که ارزش دارد، اینجا تورم رخ نمیدهد. چون همزمان هم پول زیاد شده است و هم کالا یا خدمت بنابراین مقدار پول با مقدار کالا یا خدمت در جامعه برابر است (تورم زمانی رخ میدهد که مقدار پول در جامعه بیشتر از کالاها و خدمات باشد. در چنین وضعیتی ارزش پول کاهش میابد.) امّا در طرف دیگر با کت جادویی میتوانید سوداگرای و سفته بازی کنید (بخش غیر واقعی اقتصاد) و ب

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

از خودم بدم آمده است. از یک طرف در سرم کلّی رؤیا و آرزو دربارهی آن آرمانشهر تمدن-ایرانی اسلامی و از اینجور حرفها میپرورانم. از طرف دیگر، در عمل درگیر سادهترین مسائل و مشکلات جامعه هستیم و باید برای آنها بجنگیم! برای مثال خود مسئلهی شفافیت یک چیز کاملا عقلی، مفهوم، شدنی، ساده و اولیه است. بعد عمرمان را باید بگذاریم برای چهارتا مسئول جاهل یا خائن که ظالمانه در مسندهای قدرت نشستهاند قسم خدا و پیغمبر بخوریم که آقا شفافیت چیز خوبی است. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان کوشکی تاريخ: يکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت: 23:12

صفحه بندی